دنیای تکنولوژی

وال استریت جدید در سان فرانسیسکو

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶

وال استریت جدید در سان فرانسیسکو

دسته بندی : تکنولوژی تاریخ : سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶

این روزها، مگر آنکه در جلسه سرمایه گذاران شرکت باشد، در پوشیدن لباسی که نشان دهد او برای کمپانی های تکنولوژی کار می کند بسیار احتیاط می کند. در ادامه با ای‌تی‌زیرون همراه باشید.

گرگ یکی از انبوه کسانی هست که در این صنعت فعال هستند و به طور فزاینده ای بابت چهره ای که شرکت های مصرف کننده محور مثل گوگل، فیسبوک، آمازون، اپل، توییتر و اوبر ارائه می دهند شرمسار هست. شرکت های بی قانون که تحت نظارت نیستند، بیش از اندازه قدرتمندند و توسط ثروتمند ها و «عوضی های درجه یک» پر شده اند و هیچ احترامی هم برای مردم محلی که شرکتشان در آنجا قرار گرفته قائل نیستند.

سیلیکون ولی حالا جایگاه وال استریت به عنوان یک چهره شیطانی را گرفته و کارکنان شرکت های تکنولوژی نیز نماینده ۱ درصد شده اند.

یک مهندس نرم افزار ۳۰ ساله که پارسال فیسبوک را ترک کرده بود تا فعالیت حرفه ای خود را در جای دیگری ادامه دهد می گوید:

من هیچ وقت نمی گویم که در فیسبوک کار کرده ام.

در عوض او می گوید هر گاه در یک مهمانی باشد و کسی سوالی بپرسد، به طور هدفدار پاسخی مبهم می دهد و سوژه بحث را عوض می کند چون مردم خیلی زود قضاوت می کنند.

مثل دوران گذشته وال استریت، حالا صنعت تکنولوژی نیز یک کیسه بوکس کاملا بر حق هست:

عوضی هایی که MBA خوانده بودند می رفتند و در وال استریت کار می کردند، حالا گیک های سفید پوست پولدار در استنفورد تحصیل می کنند و سپس رقصان رقصان به یک شرکت سرمایه گذاری یا تکنولوژی می روند.

پاتریک کانلی، موسس استارتاپ Corevity که در حوزه سلامت کار می کند نیز این شباهت ها بین سیلیکون ولی و وال استریت را متوجه شده.

او می گوید:

تمرکز سیلیکون ولی قبلا روی نوآوری بود که در کنار آن میزان شگفت انگیزی پول نیز بود، اما جای این دو گویا حالا عوض شده هست. همه بیش از حد متکبر شده اند و اصلا بینش کافی را ندارند.

و همراه با کبر، رفتارهای نادرست می آید. همان گونه که در رسوایی های اوبر شاهد مزاحمت جنسی، سرقت داده و اطلاعات شرکت های دیگر و همچنین بازی با ذهن رانندگان بودیم.

گِرِگ که حالا مدیر بخش فناوری های استارتاپ تجارت الکترونیک Brandless هست می گوید این زن ها و دیگر مردم از نژادها و رنگ های مختلف هستند این رفتارهای نادرست را تحمل می کنند:

ما عادت داریم که عوضی های درجه یکی مثل استیو جابز و تراویس کالانیک [موسس و مدیرعامل برکنار شده اوبر] را برجسته و ستایش کنیم در حالی که آن ها انسان های بسیار بدی هستند.

او می افزاید:

این ها من را یاد داستان هایی می اندازد که دهه ۸۰ میلادی از وال استریت منتشر می شد، زمانی که تبغیض جنسیتی بخشی گره خورده به فرهنگ بود. داستان های این چنینی سریع عمومی می شد و مردم هم می فهمیدند و تکنولوژی را هم با همان نگاه می بینند.

برخی از این رفتارها نشات گرفته از باور گستاخانه ای هست که می گوید این شرکت های منفعت جو، خیرخواه ترین نیروی بشری هستند. کارمند سابق فیسبوک می گوید:

شما تبلیغ می فروشید، واقعا دنیا را به جای بهتری تبدیل نمی کنید. ولی باز هم اکثر مردم باورشان می شود.

این ها دیدگاه یک کارمند فعلی گوگل هست که در دهه سوم زندگی خودش هست و از بابت ناآگاهی کمپانی ها خارج از حباب سیلیکون ولی شرمسار هست.

او می گوید:

بعید می دانم در داخل خودشان اصلا بدانند که چطور دیگران آن ها را می بینند.

و به ماجرای تبلیغات تندروها در یوتوب و یا دخالت روسیه در انتخابات آمریکا با خریدن تبلیغ در گوگل، فیسبوک و توییتر اشاره می کند.

ادامه می دهد:

گوگلی ها می گویند ‘چرا روزنامه ها انقدر موضوع را بزرگ می کنند؟ من متوجه نمی شوم’. واقعا شوخی می کنید؟ این آدم ها اصلا متوجه ابعاد کاری که می کنند نمی شوند.

گرگ به دورانی که در دراپ باکس کار می کرد اشاره می کند و می گوید که فعالان این حوزه عمدتا انسان هایی با روابط اجتماعی بالا نیستند و نتیجه ترکیب فرهنگ سمی در برخی شرکت ها با نابرابری و اشراف نشینی در بافت شهری منجر به «ستیزه جویی و سوءظن» می شود.

گرگ اولین بار شعله های این آتش را سال ۲۰۱۴ در سان فرانسیسکو تجربه کرد زمانی که معترضین جلوی اتوبوس سرویس کارکنان گوگل ایستادند و با شعار علیه این شرکت که علاقه ای به اشتراک منافعش با مردم این شهر ندارد مانع سوار شدن کارکنان به اتوبوس شدند.

گرگ به ماجرایی اشاره می کند که تعدادی از کارمندان دراپ باکس به شکلی ناصحیح سعی کردند تعدادی از کودکان محلی را از زمین فوتبال بیرون کنند و خودشان مشغول بازی شوند. این ماجرا حتی فیلمبرداری هم شد.

آن ها بخشی از مردم محلی نیستند ولی به گفته کارمند سابق فیسبوک، خودشان را جوری جا زده اند که انگار برای آنجا هستند.

او می گوید:

از خواب بیدار می شوی، سوار اتوبوس می شوی، به شرکت می روید و وقتی هم به خانه بر می گردی از طریق یک اپلیکیشن غذا سفارش می دهی. تو یک شهروند نیستی، تو یک زالویی که پول در می آوری.

نظر شما درباره این مقاله چیست ؟ نظرات و پیشنهادات خود را با ای تی زیرون و کاربران درمیان بگذارید .